خاطرات

بدون عنوان

عزیزم امروز امروز هم با شیطونیای ناز و آرومت دل من و پدر رو شاد کردی ، خستگی رو از تن پدر بیرون آوردی.... وقتی پدر خسته از کار روزانه به خونه برمیگرده ، با شنیدن اینکه امروز نارسیس تو دل مادر بازی کرده آرام می شه. یه جورایی خستگی از تن و بدنش می آد بیرون.... دخترم : فردا ا صبح بعد از دو روز استراحت ، از نو روز کاری مادر شروع می شه ، و می دونم که خسته می شی... دوستت دارم دختر قوی من...... بوسسسسسس از طرف من و پدر که هر دو عاشقانه منتظر آمدنت هستیم.   شب به خیر دخترم ...
26 ارديبهشت 1393

من آمدم تا شادی و خوشبختی پدر و مادر را دو چندان کنم.

سلام نام من نارسیس و فامیلی ام ممبینی هستش. امروز 21 هفته و 1 روزه که در وجود مادر دارم زندگی می کنم و منتظر آمدن به دنیای جدیدی هستم. دنیایی که پدر و مادر در اون هستند ، دنیایی که خیلی دوست دارم ببینمش .   ...
26 ارديبهشت 1393
1
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به خاطرات می باشد